Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web


 
 

با نام خدا

بافتهاي مريستمي:

مريستمهاي انتهايي

مريستمهاي آوندي

كامبيوم چوب پنبه

مريستم بين بافتيبافتهاي غير مريستمي:

بافتهاي ساده:

پارانشيم

كلانشيم

اسكلرانشيم

بافتهاي ترشحي

روپوست

بافتهاي مركب:

بافت چوب

بافت آبكش

بافتهاي مريستمي

بافت مريستم (Meristem): شامل سلول هاي جنيني است كه مي تواند به سلولهاي بالغ تبديل

شود و تخصص پيدا نمايد. كه به اين پديده زيستي ، اصطلاحا تمايز (differentiation)گويند.

مريستمها يا بافتهاي مريستمي بافتهايي هستند كه سلولهاي آنها بطور فعال تقسيم ميشوند.

سلولهاي جديدي كه ساخته مي شوند معمولا كوچك بوده وساختمانهاي قوطي مانند و شش ضلعي

تشكيل مي دهند.هر كدام داراي هسته نسبتا بزرگ در وسط بوده و واكوئلهاي ريز دارند و يا فاقد

واكوئل هستند. بتدريج كه بالغ مي شوند بر حسب نقش نهايي خود شكلها و اندازه هاي متفاوتي

ايجاد مي كنند.

مريستمهاي انتهايي: مريستمهاي انتهايي(نوك)در راس و يا نزديك به راس ساقه و ريشه قرار

گرفته اند و با توليد سلولهاي جديد رشد طولي مي كنند. سه مريستم اوليه و همچنين برگهاي

جنيني و جوانه (پيش برگ) از هر كدام از مريستمهاي نوك ايجاد مي شوند. اين سه مريستم

عبارتند از:پروتودرم ، مريستم زمينه اي و پرو كامبيوم. بافتهايي كه از آنها ايجاد مي شود

بافتهاي اوليه ناميده مي شوند.

كامبيوم آوندي: كامبيوم آوندي به صورت استوانه اي نازك و گاه منشعب در طول ساقه يا ريشه

بجز در نوك آنها امتداد دارد. كامبيوم در گياهان چند ساله و تعدادي از گياهان علفي يك ساله

حضور دارد و مسئول بافتهايي است كه افزايش قطر گياه را بر عهده دارند.سلولهاي منفرد و

پايدار كامبيوم آوندي سلولهاي بنيادي ناميده مي شوند.

كامبيوم چوب پنبه (لايه زاينده پوست): كامبيوم چوب پنبه مانند كامبيوم آوندي به صورت

استوانه باريكي است كه در طول ساقه يا ريشه گياهان چوبي امتداد پيدا مي كند. مكان آن بيرون

كامبيوم آوندي است.بطوري كه در برش عرضي كامبيوم آوندي به شكل لوله اي است كه قطر آن

كمتر از كامبيوم چوب پنبه بوده و درون آن قرار دارد. عمل كامبيوم چوب پنبه توليد پوست

خارجي گياهان چوبي است. بافتهايي كه از تمايز كامبيوم آوندي و كامبيوم چوب پنبه توليد مي

شوند بافتهاي ثانويه نام دارند. و پس از آن كه بافتهاي نخستين بالغ شوند ايجاد مي شوند.

مريستم بين بافتي: گياهان علفي هيچ كدام از كامبيومهاي آوندي و چوب پنبه را ندارندولي داراي

مريستم انتهايي و مريستم ديگري بنام مريستم بين بافتي ميان يقه اي مي باشند كه در مجاور

محل گرهها و در فواصلي در طول ساقه قرار مي گيرد. مريستم بين بافتي همانند مريستم انتهايي

باعث افزايش طول ساقه مي شوند.

بافتهاي غير مريستمي:

بافتهاي غير مريستمي از سلولهايي تشكيل مي شوند كه خود از مريستمها توليد شده اند.آنها بر

حسب نقش وعمل خود داراي اشكال و اندازه هاي گوناگوني هستند.بعضي از اين بافتها شامل يك

نوع سلول مي باشند در حالي كه بعضي ديگر ممكن است از 2 يا چند نوع سلول تشكيل شده با

شند.

بافتهاي ساده

پارانشيم: سلولهاي پارانشيمي فراوانترين انواع سلولها هستند و تقريبا در بيشتر بخشهاي

گياهان عالي مشاهده مي شوند. شكل سلولهاي پارانشيمي كم و بيش كروي است ولي به مرور

كه تعداد آنها زياد شده و تحت فشار قرار مي گيرند ديواره هاي نازك آنها تحت اين شرايط شكل

هاي مختلفي را ايجاد مي نمايند. اين سلول ها داراي واكوئل هاي درشت هستند و ممكن است

داراي دانه هاي نشاسته، چربي، تانن، كريستالها و مواد ترشحي ديگري باشند.

در بين سلولهاي پارانشيمي معمولا فضاهايي وجود دارد كه در گياهان آبزي اين فضاهاي بين

سلولي گسترش بيشتري پيدا كرده بطوريكه حالت شبكه اي را به خود مي گيرند. اين نوع

بافتهاي پارانشيمي كه داراي فضاهاي هوايي زيادي هستند ، ايرانشيم(airanchyma ) نام

دارند، در حالي كه بافتهاي پارانشيمي كه محتوي تعداد زيادي كلروپلاست هستند، كلرانشيم

ناميده مي شوند. سلولهاي پارانشيم فاقد كلروپلاست، نقش ذخيره مواد را بر عهده دارند.

كلانشيم:مانندسلولهاي پارانشيم داراي پروتوپلاسم زنده بوده و مي توانند براي مدت زيادي

بمانند. اين سلولها، به واسطه ديواره ضخيم خود از سلولهاي پارانشيمي قابل تشخيص هستند.

سلولهاي كلانشيم غالبا زير اپيدرم قرار مي گيرند. آنها معمولا درازند و ديواره آنها علاوه بر

اين كه محكم است قابل ارتجاع نيز مي باشند و باعث استقامت اندامهاي در حال رشد و همچنين

اندامهاي بالغ مانند برگ و اجزاي گل مي شوند.

اسكلرانشيم: داراي سلولهاي با ديواره ضخيم مي باشد كه معمولا با ليگنين آغشته شده اند.

سلولهاي بالغ اسكرانشيم مرده بوده و تنها نقش آنها نگهداري و استقامت گياه مي باشد.

سلولهاي اسكلرانشيم بر دو نوعند: اسكلريد ها و فيبر ها. اسكلريد ها ممكن است به صورت

تصادفي در هر بافتي پراكنده باشند. به عنوان مثال، بافت كمي سخت و خشن گلابي حاوي

گروههايي از اسكلريد مي باشد كه به آنها سلولهاي سنگي نيز گفته مي شود. اسكلريد ها تقريبا

ابعاد يك اندازه دارند و گاهي در محل هاي خاصي ظاهر مي شوند( مثل حاشيه برگهاي كامليا) به

جاي آنكه در بافتها پخش باشند.

فيبرها ممكن است در رابطه با بافتهاي گوناگون اندامهاي ريشه ، ساقه ، برگ و ميوه يافت

شوند. طول آنها به مراتب بيشتر از پهناي آنهاست و داراي مجراي دروني نسبتا كوچكي بنام

لومن مي باشند كه در وسط سلول قرار دارد.

بافتهاي ترشحي: موادي را كه در پروتوپلاسم سلول توليد شده به بيرون آزاد مي كنند.تركيبات

ترشحي غالبا مواد زايدي هستند كه براي گياه كاربردي ندارند، ولي بعضي از اين مواد هورمون

ها هستند كه براي فعاليتهاي گياه، حياتي مي باشند.

سلولها يا بافتهاي ترشحي در جاهاي گوناگون گياه قرار دارند. ، متداولترين بافتهاي ترشحي

عبارتند از شهد گل ها ، مواد روغني در مركبات، نعناع و بسياري از برگهاي ديگر، مواد

موسيلاژي كه در پرز هاي غده اي گياهان حشره خوار توليد مي شود، لاتكس و شيرابه كه در

اعضاي چندين خانواده نظير فرفيون يافت مي شود.

اپيدرم: سلول هاي خارجي ترين لايه اندام هاي جوان گياه اپيدرم يا روپوست ناميده مي شود؛ و

چون با محيط بيرون ارتباط مستقيم دارد، بنابراين ممكن است بر حسب تغييرات محيطي داراي

سلولهاي مختلفي باشند.اپيدرم معمولا سلولهاي كلفتي دارد و مواد چربي بنام كوتين ترشح مي

كند. كوتين لايه حفاظتي بنام كوتيكول ايجاد مي نمايد. ضخامت كوتيكول و مهمتر از آن مومي كه

بر سطح كوتيكول بوسيله روپوست ترشح مي شود ميزان خروج آب را از طريق تبخير از گياه

مشخص مي نمايد. كوتيكول همچنين مقاومت فوق العاده اي نسبت به نفوذ باكتريها و ديگر

موجودات بيماريزا دارد.

در ريشه، سلولهاي اپيدرم زوايدي بنام تارهاي كشنده( كرك هاي ريشه) ايجاد مي كنند كه در

فاصله كمي از نوك ريشه قرار مي گيرند. تارهاي كشنده سطح جذب را به اندازه قابل ملاحظه اي

افزايش مي دهند.

اپيدرم برگها داراي منافذي بنام روزنه( Stomata) مي باشد كه

در طرفين آنها دو سلول بنام سلولهاي نگهبان(Guard Cell ) قرار مي گيرد. سلولهاي نگهبان

از نظر شكل با ديگر سلولهاي اپيدرم تفاوت داشته و همچنين بواسطه داشتن كلروپلاست با

سلولهاي اپيدرمي متفاوت هستند.ازبافتهاي مركببافتهاي مركب برخلاف بافتهاي ساده بيش از

يك نوع سلول تشكيل شده اند. دو نوع از بافتهاي مركب يعني بافتهاي چوب و آبكش عهده دار

نقش انتقال آب، يونها و مواد غذايي به صورت محلول در سرتاسر گياه مي باشند. بعضي از اين

بافتها بوسيله مريستم انتهايي توليد شده، ليكن بيشتر اين بافتها در گياهان چوبي بوسيله كامبيوم

آوندي ايجاد شده كه غالبا به آنها بافتهاي هادي اطلاق مي شود.

چوب(Xylem ): يكي از اجزاي مهم سيستم هدايت كننده در گياهان است و آب و مواد محلول را

به تمام اندام ها منتقل مي كند. چوب شامل تركيبي از سلولهاي پارانشيمي ، فيبرها، آوندهاي

چوبي تراكئيد و سلولهاي شعاعي مي باشد. آوند ها لوله هاي بلندي هستند كه از سلولهاي

انفرادي بنام عناصر آوندي ساخته مي شوند. اين سلولها در دو انتها باز بوده و گاه ايجاد انتهاي

غربالي مي كنند. تراكئيدها ي بالغ شبيه عناصر آوندي مرده هستند و در دو انتها دوكي شكل مي

باشند ولي مانند آوندها باز نيستند. تراكئيدها بر هم منطبق نبوده و ديواره آنها با سلول هاي

تراكئيد ديگر ، تشكيل روزنه مي دهند و اجازه تبادل آب به سلولهاي مجاور را مي دهند.

آبكش(Ploem ): سلولهاي زنده آبكش ، مواد غذايي مثل قندها را از طريق پلاسمادسماتا (

plasmodesmata ) به ساير سلولها و اندامهاي گياه منتقل مي نمايند. بافت آبكش از عناصر

آوند آبكش و سلولهاي همراه تشكيل شده است. آبكش از سلولهاي مادر لايه كامبيوم كه سلولهاي

چوبي را نيز توليد مي كنند بوجود مي آيد. آبكش مانند چوب داراي الياف و سلولهاي پارانشيمي

و سلولهاي شعاعي مي باشد. عناصر آوند آبكش شبيه عناصر چوبي از هر دو انتها بر هم

منطبق بوده و لوله هاي آبكش را بوجود مي آورند. ولي بر خلاف عناصر چوبي ديواره انتهايي

كاملن باز نبوده ولي در عوض پر از منفذ هاي كوچكي هستند كه از درون آنها سيتوپلاسم از

سلولي به سلول ديگر منتقل ميشود. اين مناطق منفذدار آوند آبكش ، صفحات آبكش ناميده مي

شوند. عناصر آبكش هنگام بلوغ بدون هسته مي باشند، ولي علارغم اين واقعيت سيتوپلاسم آنها

براي انتقل مواد غذايي به صورت محلول در سراسر گياه بسيار فعال است. ظاهرا سلولهاي

همراه ارتباط خيلي نزديكي با لوله هاي آبكش دارند و باعث انتقال غذا مي شوند.

با تشکر گروه زيست شناسی

Home